شيخ محمد بن طاهر السماوي ( مترجم : عباس جلالي )
146
ابصار العين في انصار الحسين ( ع ) ( سلحشوران طف ) ( فارسي )
سرشت و نژاد اوست . او سرور و آزاد مرد و داراى سعهء صدر است كه خداوند او را براى انجام بهترين امور بدين جا رسانده است . خدايا تا آخر دنيا نگاهدارش باش . آنان در منطقهء « عذيب الهجانات » خدمت امام عليه السّلام رسيدند ، بر او سلام كرده و اين اشعار را در حضورش قرائت كردند . امام فرمود : « أم و اللّه إنّى لأرجو أن يكون خيرا ما أراد اللّه بنا ، قتلنا او ظفرنا » . « به خدا سوگند ! اميدوارم اراده و خواست خدا دربارهء ما خير باشد ، خواه كشته شويم و يا پيروز گرديم » . ابو مخنف مىگويد : وقتى چشم حرّ به اين عدّه افتاد ، به امام حسين عرض كرد : اين چند تن كوفىاند و از افرادى كه با تو آمدهاند به شمار نمىآيند ، من آنها را نگاه خواهم داشت و يا بر مىگردانم . امام عليه السّلام به حرّ فرمود : « لأمنعنّهم ممّا أمنع منه نفسى إنما هؤلاء أنصارى و أعوانى و قد كنت أعطيتنى ان لا تعرّض لى بشيء حتى يأتيك كتاب ابن زياد » . « من همان گونه كه از جان خويش دفاع مىكنم ، از آنان نيز دفاع خواهم كرد ، اينان ياران و حاميان من هستند ، تو به من قول دادى تا نامهء ابن زياد به تو نرسيده ، به هيچ وجه متعرّض من نشوى » . حرّ گفت : آرى ! صحيح است ، ولى اين عدّه همراه با تو نيامدهاند . امام عليه السّلام فرمود : « هم أصحابى ، و هم بمنزلة من جاء معى ، فان تمّمت علىّ ما كان بينى و بينك و الّا ناجزتك » . « آنان ياران من و به منزلهء كسانى هستند كه با من آمدهاند و اگر به قولى كه دادهاى وفا نكنى با تو خواهم جنگيد » . و بدين سان ، حرّ از آنها دست برداشت « 1 » .
--> ( 1 ) . طبرى ، تاريخ : 3 / 308 .